سیب ناچیده
خدایا!
همین که به اذن تو بر ذهن این ناپاک ، یاد پاکی مطلق می گذرد مرا بزرگترین نعمت توست وهمین که این آلوده را نام منزه تو بر زبان می رود مرا عظیم ترین لطف توست
*****************************
مگذار که دندان زده ی غم شود ای دوست / این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد
این روزها مثل همان قدیم ها شده ام شرور اما صبور پر حرف اما ساکت
این روزها با هر کسی حرف نمی زنم و خوب ها را از بدها خط می زنم.
این روزها همه چیز برایم عادی است و من همه را همانطور که هستند می بینم .
این روزها همه چیز را زودتر حدس می زنم مثل همان قدیم. انگار همه برایم عزیزتر شده اند و هیچ کس با من دشمن نیست
این روزها همه دلنگرانی های دنیایی ام را تنها می گذارم و باهمان غصه های مقدس شبانه ام زندگی می کنم
این روزها من همان پسر بچه کودکی ام شده ام با همان معصومیت از دست رفته ام .
این روزها من خودم شده ام خودم.

این روزها :
دیگر نه از بی جوابی نامه ای دلگیر خواهم شد و نه از سردی سلامی
دیگر نه دلتنگ نامه های به نا کجا نوشته و نفرستاده ام می شوم و نه نگران سیب های گاز خورده ام.
ان کاغذ های مچاله شده توی باغچه مان ان کتابهای پشت میز و آن دفتر خاطرات داخل صندوقچه اری همه سهم من ازغربت همین کلماتم بود همین کلمات طبخ داده شده.
سهم من همیشه دل بستن به دور دست ها بود به همان دورها همان نقطه های سفید در اسمان تاریک شب .یادم می ا ید ان قدیمها ما دو صندلی روبروی هم داشتیم با یک کتاب شعر و دو لیوان چای نعناع و چه خوب بود دو بستنی چوبی را مثل دو پولکی می خوردیم فقط به حرمت پاکیش . و این رفتارها چه حرفهای مرا که به سکوت تبدیل نکرد و من تمام کلماتم را مچاله کردم.
اینبار برای کمتر شدن دردهای تو از بی خوابی های هرشبت خواهم رفت
دیگر نه ترسی از « س.ه » هست نه نیازی به قفس .
باشد این بازی بی برنده و بازنده را من می بازم تا تو برنده شوی و رها
اینجا نخستین میعادگاه ما با خدا بود و من تنهایت می گذارم با تمام عاشقانه هایت با تمام بی خوابی های هرشبت با تمام حرفهای در گلو مانده ات
دیگربار تو را به بارانی می سپارم که از سرزمین مقدس نور و سایه می اید با بوی یاس های پیراهن گمشده ای.
چرا که ابدیت چیزی جز خوش بختی نیست.
پ.ن:حرفهای من حرفهای عاشقانه نیست تنها یک درد و دل است از یک بغض گرفته که روزگاری مرا به فکر فرو برد که شاید مجرمم!!!
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی هر هفته به روز می شود.
آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،