سیب 

هروقت دلت گرفت ، یاد من کردی

 قرآن روی طاقچه را که برداری من هم می آیم !!

با همان قرآن سفید !!

می بینی ... زیر سایه ی درخت خدا هنوز سیب هایی هست که آرامشمان دهد.

 

 ***************************************

پ.ن:

تو اسم‌ مرا به یاد آوردی و من‌ اسم‌ تو را، ما ديگر همسايه‌ هم‌ شدیم‌ و همسايه‌ خدا.

خدا مدتها بود که ما را گم کرده بود