111-درخت خدا پر از سیب است
هروقت دلت گرفت ، یاد من کردی
قرآن روی طاقچه را که برداری من هم می آیم !!
با همان قرآن سفید !!
می بینی ... زیر سایه ی درخت خدا هنوز سیب هایی هست که آرامشمان دهد.
پ.ن:
تو اسم مرا به یاد آوردی و من اسم تو را، ما ديگر همسايه هم شدیم و همسايه خدا.
خدا مدتها بود که ما را گم کرده بود
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 2:3 توسط ( ع . پ )
|
آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،