109-آمدیم و رفتیم
خدايا! ميخواهم فقيري بينياز باشم، كه جاذبههاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

تنها امدیم. تنهارفتم
این تمام خاطرات من با تو بود !
پ.ن:
هر روز که دفتر خاطراتم را مرور می کنم ادمی از ادمکهای خاطراتم را حلال می کنم
اگر بی تابی نکنی همین روزها نوبت به تو هم می رسد !!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 23:18 توسط ( ع . پ )
|
آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،