آب حیات....
شتاب نكن
هنوز هم مانده از جاده اي كه به خيالت
به انتهايش رفتي!
مگر گلدان خالي روي طاقچه را نمي بيني؟
مگر نمي داني تا لحظه صفر
فقط دانستن ساعت كافي نيست؟
هنوز هم مانده
هنوز هم هست
كوچه هاي هرگز نرفته
بيا كه
به نشاني جاده هركس نرفته ي زير منتظرم
سر پيچ جاده نور
كنار درخت سيب
روبروي كوچه خدا
منتظرم
فقط دير نكن
كه
آنجا
آب حيات ميدهند !!
پ.ن:
مي دانم.
بايد رفت! چاره اي نيست.
آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،