تبليغاتX
شاید هرگز نباشم....
شاید هرگز نباشم....
پروردگارا انتظار سخت ترین مجازاتی است که برایم در نظر گرفته ای ! مرا ...ببر.....
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 توسط ع.پ |

 پروردگارا:
خود را تقدیم تو میدارم.با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی.از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم.مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو و عشق تو و راه تو یاریشان خواهم داد.باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم.

مرگ و تولد

روز تولدم به  تو اندیشیدم؛ و از اندیشه‏ای که تو بودی، چیزی جز از تو ندانستم و از تو شدم، با تو شدم و در تو گم شدم. چونان چون آن ذره که در خورشید رسید و به آفتاب متصل گشت و از آفتاب نوشید و در آفتاب استحاله شد، و بر آفتاب برآمد و بی آفتاب مُرد، و تا آفتاب پرید و آفتاب را در آغوش خود، داغ؛ داغ؛ داغ؛ مُهری از مِهر، زد.

اینک؛ تمام نامه‏هایی که به نشانی‏ی خورشید می‏رسند، از مقابل چشمان تو خواهند گذشت و هر بار که می‏خواهم نامه‏های نیمه‏کاره‏ی خود را بخوانم، زیر نور خورشید می‏خوانم تا تو، مرورش کنی.‏

امروز از ابتدایم به انتهایی رسیدم که روزی خوابگاه ابدیتم خواهد شد  امروز به مزار دوستانی رفتم که سالیانی به هم چشم دوخته بودیم و برای هم واِژه سلام را هجی می کردیم وچه بد شد بی خدا حافظی رفتند  و امروز من برایشان می گریم و آنها برایم فاتحه می خوانند .

روز تولدم به سرزمین خاکها و خوابها رفتم باشد تا سالیان بعد من زیر خاک باشم و تو روی سنگم برایم جشن تولد بگیری و شمع خاموش کنی

*****************************

 پ.ن:

۱- یادتان بخیر تمام زیر خاک رفته های غریب و اشنا

۲- یک سال دیگر هم گذشت و شکر که بار دیگر رمضان را تجربه کردم

 

درباره وبلاگ

آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،
اما من هنوز هم همان کودک عاشقم و ساده دل!
و همچنان در انتظار....
در انتظار ظهور آن لحظه رویایی ...
من اینجا تنها ماندم!
خدایا مرا به بغضی که از تو میشکند بسپار...


apoorfarokhi@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin