تبليغاتX
شاید هرگز نباشم....
شاید هرگز نباشم....
پروردگارا انتظار سخت ترین مجازاتی است که برایم در نظر گرفته ای ! مرا ...ببر.....
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم تیر 1387 توسط ع.پ |

 

نمره بیست...


من به اندازه یک وجب از فهمم

این را فهمیدم که سکوت دم شب

چه بسا بدتر است از گناه دم صبح تا هزار رو یک شب

من اگر برخیزم و صدایی بزنم

که اهای فهمیدم این سکوت یعنی ظلم

لااقل شب به سکوت می خوابم

یاد من می آید

هر که مبصر می شد با گچ قرمزی روی تخته

در کنار نام بدهای کلاس جمله ای حک می کرد:

«هر که با استاد نیست ادم نیست»

 تو سری می خوردیم

وعده مان می دادند چوب از چوب معلم گل تر؟

درس دهقان فداکار باز هم منحل شد

زنگ انشا بازهم با ریاضی حل شد

نمره انضباط همگی از دم بیست

هرکه حرفی میزد نمره اش ....

این که خیلی خوب بود هرکه اعتراضی میکرد

مشتی میخورد که انگار او فقط ادم نیست

من که عادت کردم پشت دستی خوردن

تو اگر خاموشی

نمره ی ننگینت تا ابد از دم بیست....

***********************

پ.ن:

خدايم! مرا از خودت مران . تو گرانبهاترين دارايي من در اين دنيا هستي ، بگذار تا ابد در کنارت لانه کنم.

 

درباره وبلاگ

آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،
اما من هنوز هم همان کودک عاشقم و ساده دل!
و همچنان در انتظار....
در انتظار ظهور آن لحظه رویایی ...
من اینجا تنها ماندم!
خدایا مرا به بغضی که از تو میشکند بسپار...


apoorfarokhi@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin