تبليغاتX
شاید هرگز نباشم....
شاید هرگز نباشم....
پروردگارا انتظار سخت ترین مجازاتی است که برایم در نظر گرفته ای ! مرا ...ببر.....
 
نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم اردیبهشت 1387 توسط ع.پ |
 

و خدایی که در این نزدیکی است...-

 

 

 

 

 

اين روزها حال ما بهتر از ديروز است

و دیروزمان بهتر از ان روزها

این روزها سيبهايم را رنگ ميكنم و شبها جاي چراغ مي فروشم

این روزها کار ما شدست چشم بسته راه رفتن و دهان بسته حرف زدن

اين روزها تازه می فهمم چرا قلب ما ..ی کسی را می شکند

و چرا خدا دلهای اندوهگین را دوست می دارد.

اين روزها تازه می فهمم كه تنها دل ما دل نيست و هر که با ما نیست دشمن نیست

اين روزها خدا مهربان تر شده است

و گاه گاهي به ما سر مي زند

اين روزها در دلم جنگ خدا هست و شيطان

جنگ عقل هست ودل

دعوا هنوز سر نماندن من است

اين روزها به مظلومیت خودم مي گريم تا كسي بر سادگيم نخندد

آه از آن روزها

                و فقط یاد باد این روزها

 

پ.ن:

 اين روزها نه از من خبري هست و نه از .... وديگر حتي باران دعا هم نمي بارد و تو چه زود آن خاطرات را با خود بردي به تنهايي هاي من وتو

 

درباره وبلاگ

آری معصومیت کودکیهایم گم شده است،
اما من هنوز هم همان کودک عاشقم و ساده دل!
و همچنان در انتظار....
در انتظار ظهور آن لحظه رویایی ...
من اینجا تنها ماندم!
خدایا مرا به بغضی که از تو میشکند بسپار...


apoorfarokhi@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
پيوندهاي روزانه
Blog Skin