شاید هرگز نباشم....
پروردگارا انتظار سخت ترین مجازاتی است که برایم در نظر گرفته ای ! مرا ...ببر.....
|
|
|
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 توسط ع.پ
|
دير يا زود ...
هر چه آغاز مي كني دير يا زود تمام مي شود هر چه فكر ميكني وقتي كه باد مي وزد دير يا زود همه را با خود مي برد... هر چه مي روي به آخر نمي رسي! و مي رسد باز هم يك تهديد باور نكردني! مي آيد لحظه اي كه خودت بايد دير يا زود بروي ديگر «اندكي بيشتر فرصت نيست تا كلمات از ياد رفته را يك بار ديگر به ياد آوري » پ.ن: خدايا! ميخواهم فقيري بينياز باشم، كه جاذبههاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند. پ.ن: تمام هراسم از شکستن قلم و قحطی کاغذ است ببخشید که برای مدت زیادی نبودم از بابت ایمیل ها و پست های قشنگتون ممنون فقط اومدم بگم نگران نباشید هستم یعنی خوبم . اما وقتی نبودم یعنی... |
|